شعر مسجدسلیمان

شعری منتشر نشده ای از مرید میرقاید
از دفتر سوگینه های شوشان
مسجد سليمان
زير تيغِ آفتاب
ايستادهايم به بحث و گفتگو
پير مرد
به قول گفتني
سفرهي دلش پيشِ هر كسي وا نميشود
پيرمرد دوباره گفت
ما جماعتِ قديمِ بازنشستهها
روز پنجشنبه ها ميرويم سرِ مزارِ نفت
روي قبرِ كارخانهها
خون ما همه به گردن همين ادارهها
او زمان آقاكارمون همین
«اَداره» بيددود و دَّم
فقط
«تِتِن»و يا
«جِگاره» بيدئي قدركفن گرون نَبيد
هيچ بندهئي گرفتِ گيرِ
«نون» نَبيداو زمان آقا هيچ فعله ئي
بي اَجازه سر نميكشيد به باغ و
«بَّنگله»هيچ كارگر پا زيادتر از گليم خود
بدر نميكشيد
در همه اداره ها دزد هم آبرو نداشت
روزگار آقا چرا عوض شده ؟
با همه گذشتِ سالها
پيرمرد هنوز بوي تُند نفت ميدهد
و روز پنجشنبههاميرود
سرِ مزارِ نفت
روي قبرِ كارخانه ها
او سكوت ميكند
و من در سكوتِ خودغرق ميشوم
آتشِ نگاهِ پيرمَّرد
گُر گرفته تا زبانه هاي آتشِ
«مكينه» هامن نگاه ميكنم به چاهِ نمره يك
و نگاه ميكنم به سوي تپهها و درهها
در محلهها
بشكههاي آبِ روي بامها خالي است
آبِ اندكي
براي غسلِ مرده نيست
ما دو تا نفر
ايستادهايم به بحث و گفتگو
بار روزگار او شانه ی من است
پیرمرد به من نگفت
پا برهنه هاي كويِ
«پشت بُرج»پا نميكشند به كوچهباغِ
«سي برنج»ساكنانِ خوبِ
«ريل وي»پس چرا حَسد نميبرند
به خطِ آهنِ سراسري
او به من نگفت
بعد از آن همه گذشتِ سالها
بچه هاي برزنِ
«كلانتري»پس چه گونه وقتِ عيد
گل بچيند از حياطِ
«بَنگله»او به من نگفت
بابتِ فروشِ بوسه در محلهي
«بيبي نساء»روي قحبههاي
«شهر نو» سياهچپترين جوانِ شهرِ ما
مشترك شده به عكس لُخت و لولهي دوا
گَندِ تك تكِ محله ها
ره باز كرده است به كوچهها
آن طرف تر از نگاهِ ما
غلّه هاي سبز
قد كشيدهاند تا غبارِ مصريِ ملخ
برقِ داس يا كه سعيِ برزگر
حاصلش براي جشنِ گندم و ترانه
نيست نثار كوچه ها
...
توضیحات
:-
چاه نمره یک: اولین چاه کشف شده در خاورمیانه در سال 1287 در مسجدسلیمان-
اداره: منظور می نافیس یا اداره ی شرکت نفت مسجد سلیمان است.-
پشت برج، سی برنج،ریل وی، کلانتری از محله های مسجد سلیمان و بنگه(خانه های در دوران کشف نفت که محل استقرار خانواده های انگلیسی بود مانند پنج بنگله یا هشت بنگله که اطرافشان پر از گیاه و گل و درخت بود که در محله های دیگر کمتر وجود داشت. که افراد دیگر بدون اجازه حق ورود به این مکان ها را نداشتند و اگرنه تنبیه می شدند!)